تبلیغات
مركز آموزش ویندوز ـ ریجستری ـ موبایل ـ سریال روزانه نود 32 - زود قضاوت نکن!

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست

مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید

پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟

کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم  حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است

مردک با حالت منفعل  دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد

بعد کشیش از او پرسید  تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟

مردک گفت من روماتیسم ندارم

اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است!!!

===============================================================

مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی

که مسافران در صندلی های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت

کرد…

به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود

پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که

هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد : پدر نگاه کن

درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین

کرد . کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر

را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک5 ساله رفتار

میکرد، متعجب شده بودند…

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و

ابرها با قطار حرکت میکنند . زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه

میکردند . باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید . او با

لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه

کن باران میبارد، آب روی من چکید .زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از

مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه

نمی کنید ؟مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.

امروز  پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند.




طبقه بندی: سخنان آموزنده،

تاریخ : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 | 09:02 ق.ظ | نویسنده : حسن خزاعی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.